|
سلام دوستان .. مدتيست ديگه دل و دماغي برام نمونده تا به وبم سر بزنم .....خيلي دلم گرفته ..دلگيرم از همه مسئوليني كه در يزد قول همكاري ميدادند ولي در وسط گود تنهايم ميگذاشتند البته از خشونتهاي بعضي از مسئولين بگذريم زماني كه رئيس جمهور به يزد آمد طي نامه اي به ايشان مشكلاتم در ادارات توضيح دادم وپس از مدتي يكي از همان مسئولين به من زنگ زد وبا كلي فيلم بازي حرفهايم را دروغ جلوه داد و....... حال حرف هنرمنداني كه هنرشان را در پستوي دلشان نگه اشته اند ميفهمم متاسفانه در اين حكومت هر كس پارتي داشته باشد به راحتي مشكلاتش حل ميشود ولي اگر پارتي نباشد كه واويلا بگذريم من نيز مانند ديگر هنرمندان اين شهرهنرم را به پستو خانه دلم ميسپارم و با هجرت ازشهرم هنرم را به فراموشي ميسپارم وديگر يادي از آن نميكنم وديگر مزاحم صبحانه كارمندان دولت در سازمان بيمه تامين اجتماعي نميشوم حرفهايم را سرگشاده و بدون سانسور مينويسم ونيز همچين نامه هايي را به دفتر رياست جمهوري نيز نوشته ام ولي همه خوابند ............بگذريم هنرمند هميشه جان دارد وهميشه حرفي براي گفتن من نيز سعي ميكنم در برابر مخالفتهاي مسئولين ايستادگي ميكنم وبا آموزش هنرم به سايرين سنگ محكمي به پيشاني مسئولين ميكوبم البته در ايران مرسوم هست تا كسي ايستاده و حركتي ندارد مشكلي نيست ولي همينكه قدمي بردارد و در پي نوآوري برخيزد سنگهاي مختلفي از سوي مسئولين به سوي وي پرتاب ميشود تا بتوانند خودي نشان دهند به حر حال صميمانه از پيشنهادات و انتقادهاي شما دوستانم كمك ميگيرم تا بتوانم هنر ايراني را در جهان به نظاره بكشم پس شما دوست عزيز به من كمك ميكنيد تا بتوانم در راهم موفق باشم ؟
سلام دوستان /از اينكه به وب من سر ميزنيد ممنونم /آيا تا به حال اسم نقاشي قهوه خانه اي را شنيده ايد ؟آيا ميدانيد اين هنر در چه وضعيتي قرار دارد ؟ ....هنري مختص ايران زمين كه رو به فراموشي است ..ديروز در برنامه خانواده چيزي را ديدم كه باور كردني نبود ..مهمان برنامه آخرين بازمانده اين هنر آقاي استاد فراهاني بود يعني تنها و آخرين استاد اين هنر باورتون ميشه ؟ آخرين استاد ..گله مند بود كه كسي كمك نميكنه تا اين هنر گسترش پيدا كنه يعني از سوي دولت هيچ جايي براي آموزش اين هنر اختصاص داده نشده و ايشان نيز فرموند تا من زنده هستم كاري كنيد بتونم اين هنر را با آموزش به افراد ماندگار كنم......ببينيد هنر دركجاي ايران قرار دارد كه هنر آن رو به فراموشي است ...حالر بيائيد باهم در سايتهاي مختلف خبري و ادري و دوستان اين مو ضوع را مطرح كنيم و عاجزانه از مسئولين بخاهيم براي اين استاد بزگوار كاري انجام شود قبل از اينكه او را از دست بدهيم هر چند كه توي گوش مسئولين پنبه فرو رفته است //موفق باشيد
سلام دوستان //منم حالا ديگه يه مسافر شهر غريبم ..يه بي نام و نشون ...يه غريبه توي اين شهر ...هيچ وقت به فكرم هم خطور نميكرد يه روزي وطنم را ترك كنم ولي چاره جز اين نداشتم ...همه ما وقتي توي شهر خودمون هستيم معني غريبي را نميفهميم ولي وقتي از آن جدا ميشيم تازه ميفهميم كه چه چيزي را از دست داديم.....دوستان قدر وطنتان را بدانيد كه هيچ جاي دنيا مثل وطن انسان نميشه ....خدا ريشه اين مسئولين را بخشكونه كه با اين طرههاي مذخفشون باعث بي رونقي بازار ميشوند وبه اسم تحول اقتصادي ما ها را گرفتار ميكنند مخصوصا دكتر م ح خودمون كه خيلي دلم ازش پره ولي چه سود ؟........خيلي دلم براي يزد تنگ شده مخصوصا مردم مهربان و فهيمش كه لنگه ندارند به هر حال دوستون دارم دوستاي گلم بله شما كه هر ز گاهي با پيامهاتون دلم را تسكين ميدهيد ....اميدوارم به زودي به آرزوهاتون برسيد ////خدانگهدارتون ....خشت و گل نم خورده
سلام دوستان امروز 22/2/88هست و من 5روز است كه زادگاهم يزد را به خاطر مسائل كاري ترك كرده ام آخرین روزي كه توي يزد بودم به طور اتفاقي گذرم به كوچه پس كوچه هاي قديمي يزد افتاد لحظه اي مكث كردم ودر زير يكي از دالنهاي قديمي توي ماشينم نميدانم چي شد دلم براي شهرم سوخت ومقداري گريه كردم افسوس ميخورم كه شهري به اين زيبايي به خاطر كارشكني وعدم رسيدگي مسئولين محترم دولت رو به تخريب هست شهري كه اگر درب خانه اي را بزني وچيزي را طلب كني دست خالي برنميگردي كه هيچ با مهمان نوازي صاحبخانه نيز روبه رو ميشوي دوستان يزدي قدر شهرمان را بدانيد شهر زيبايي داريم واين را من حالا كه مجبور به ترك آن مباشم متوجه هستم روزي كه به سمت بندر حركت كردم در جايي كه شهرم يزد تمام ميشد نگاهي برگرداندم و براي آخرين بار با قطرهاي اشك از آن خداحافظي كردم خيلي كارها براي يزد در نظر داشتم انجام دهم ولي افسوس كه مسئولين محترم چون كوه جلويم را گرفتند و نمونه بارز آن شهردار سابق آقاي شايق كه خدا را شكر بر كنار شد و نیز مسئولین محترم سازمان بیمه تامین اجتماعی و.........خب بگذريم من به بندر عباس آمدم البته پدر و مادرم نيز براي چند روزي همراهم آمدند اكنون اينجا همسايه خدا هستم يعني منزل ما ديوار به ديوار مسجد هست واين توفيق را خداوند به من داده تا در كنار او باشم ///كارها نيز استارت خوده وبه زودي شلوغ ميشود البته به خاست خدا // به زودي نيز عكسهايي از اينجاميگذارم تا آشنا شويد //تا ديدار بعد خدا نگهدار
سلام دوستان درمورد مزار سهراب سپهری باید بگویم با توجه به وجهه سهراب در بین هنر مندان اگر سری به مزار این مرد بزنید در اولن نگاه در میابید که چقدر هنر مند در اینروزها حقیر میشود البته به تازگی سنگ مزار سهراب تعویض گردیده که اگر ببینید متحیر میشوید در پائین سنگ مزار مانند تیتر تلوزیون نام و شماره حکاک نوشته شده که مایه شرم هر ایرانی هست نمیدانم جایی دیگه برای تبلیغات نیست ؟ اگه روزی سنگ مزار شما جایگاه تبلیغات شود چه میکنید؟البته اگه سهراب علامه فلانی میشد این چنین نبود وهر سال برایش سالگرد میگرفتند و هزاران خیابان به نامش میشد ودر تلوزیون نیز برایش سالیانه چندین مرتبه زندگینامه اش پخش میشد وخانواده اونیز به مسائلشان پرداخته میشد ولی افسوس که او سهراب هست و هنرمند نه علامه آیا دوست داری با کمک هم به مزار این مرد بزگ سر وسامانی بدهیم ؟ البته به مسئولین باید بار دیگر به خاطر تحقیر هنرمندان تبریک عرض کنیم ..شما نیز اگر در گوگل نام مزار سهراب را سرچ کنید میتونید عکس آن را ببینیدو اگه دیدید نظرتون را برایم بنویسید /// پاینده باد ایران و ایرانی
سلام دوستان آیا میدانید مزار سهراب سپهری چه خبر شده ؟ راستی به نظر شما مسعولین در یزد چه کوتاهی نسبت به یک هنر مند کرده اند ؟
سلام دوستان سال نو ونوروز باستاني را به همه شما تبريك عرض ميكنم و اميدوارم سال خوبي را در پيش داشته باشيد همانطور كه در آرزوهاتون به آن فكر ميكنيد و مطمئن باشيد به آرزوهاتون ميرسيد ازاينكه به وبلاگ من سر ميزنيد سپاسگذارم اگه حال داريد مطالعه كنيد مدتي است به علت مسائل كاري كمتر به وبم سر ميزنم واين روزها بيشتروقتها مسافر هستم زندگي من دستخوش تغيرات زيادي شده وبه دنبال اين تغيرات مجبورم شهر خودم يزد را ترك كنم وبه شهر بندرعباس نقل مكان كنم واز مهرباني مردمان يزد دور باشم مردماني كه با آنها بزرگ شدم &با آنها نفس كشيدم وبا آنها زندگي ودوست داشتن را آموختم ////حال كه مجبورم آنها را ترك كنم بغض سنگيني توي گلويم جا گرفته *خاطره هاي زيبايم ازكوچه هاي كاهگلي و آثار باستاني ومردمان مهربان شهرم از جلوي چشمانم ميگذرد /حال تو اي دوست عزيز قدر شهرت را بدان تا روزي حسرت آن را نخوري //شايد بعضي از دوستان بپرسند كه هنر خود را چه ميكنم و به كجا ميسپارمش //گوشه اي از زندگيم را مينويسم تا بيشتر با من آشنا شويد //من از كودكي علاقه زيادي به نوآوري واختراع داشتم ولي به علت نبود امكانات به سرگرميهاي كوچك دست ميزدم و بارها با خطراتي مانند كوري چشم وبرق گرفتگي روبه رو شدم ولي هر بار در يك قدمي خطر متوقف ميشدم البته به خاست خدا ....كمي كه بزرگتر شدم وبه مدرسه رفتم واين در حالي بود كه ذهنم در مورد هرچيزي سئوال داشت وكسي پاسخ آن را نميداد ...يادمه هميشه با پيچ گوشتي به سراغ راديو و تلوزيون ميرفتم ودر نقش جراح ايفاي نقش ميكردم در آن دوران خلاقيت زيادي داشتم و مرتب با چوب ويا گل ويا سيمهاي مفتولي اجسام مختلف ميساختم مانند دوچرخه وماشين ولوازم آشپزخانه و غيره خلاصه كمي بزرگتر شدم به مدرسه راهنمايي رفتم وبا معلمين خوب وبد روبه رو شدم بعضي از آنها زبانشان كابل و كتك بود وبعضي نيز مهربان و من نيز در همان دوران از راه قانون با آنها صحبت ميكردم البته معلم محترم است وقابل احترام ولي كسي كه معلم باشد نه معلم كاراته كاروبزن بگذريم در دوران راهنمايي يكي از معلمين هنر سر كلاس نقاشي مرا تشويق كرد و پيشرفت هنري من از همان زمان شروع شد //مدتي گذشت وبه دبيرستان رسيدم مدتي گذشت وتمايل پيدا كردم به كار آزاد وبه شغل برق ساختمان كه شغل پدرم بود مشغول شدم وسپس به برق صنعتي مشغول شدم و بعد از مدتي به تعميركاري تلوزيون مشغول شدم ومجدد به برق ساختمان برگشتم وتخصصي كار كردم در آن زمان 16ساله بودم وبه طور اتفاقي به كلاس نقاشي رفتم و با استاد گرجي آشنا شدم(استاد گرجي ازاساتيد بنام هنر در يزد ميباشد)استاد خيلي هواي من راداشت وكلي با هم رفيق شده ايم خلاصه مدتي به كلاس هنر رفتم وبه خدمت سربازي در تهران عازم شدم دردوران سربازي من لباس شخصي بودم ومرتب براي بازديد نگارخانه ها و مو زه هنرهاي معاصر ميرفتم وهمچنين در كلاسهاي هنري شركت ميكردم وبراي خودم دوران هنري مفيدي داشتم وحتي در محل خدمتم نيز نقاشي را ادامه ميدادم ونيز كار برقي را انجام ميدادم خلاصه سربازي تمام شد وبا آنكه پيشنهاد كاري تهران داشتم به يزد بازگشتم مدتي گذشت ومن ازدواج كردم با دختر خاله دختر خاله خواهرم كه دختر خاله خودم نيز هست در يزد مدتي برقكار ساختمان بودم وبعد از مدتي دوربين دنده عقب خودرو را اختراع كردم وبه عنوان اولين نفر در ايران شروع به كار كردم مدتي گذشت ومن كه سرمايه اي نداشتم رو به شكست رفتم وهرچه براي مسئوليني نظير استانداروفرماندارورياست پارك علم وفن آوري وغيره ناليدم تا فقط مقداري وام به من بدهند تا بتوانم ادامه بدهم فريادم به جايي نرسيد وبه ناچار شكست را پذيرفتم واين اولين شكست وبهترين تجربه كاري من بود مجدد به كار برق بازگشتم واينبار وارد بحث جديترين سيستمهاي امنيتي دزدگير و دوربين مدار بسته شدم وكلي مطلب جديد آموختم مدتي كه گذشت حرفه اي كاركردم ويكي از روزها در تهران با استاد اسماعيلي آشنا شدم او در زمينه حجم سازي كار ميكرد من نيزتمام پول سفر را تقديم استاد كردم و مقدمات حجم را آموختم وبه يزد بازگشتم و در يزد تمام پول پس اندازم را خرج كارگاه كردم و آنجارادخترم كه 5روزه بود افتتاح كرد گكارگاه يكسال پا برجا بود ودر اين دت در نمايشگاههاي مختلف شركت كردم و با اساتيد مختلف آشنا شدم مذخف ترين نمايشگاه تهران بود چون همه آثار من را با قيمت نخود كشمش مقايسه ميكردند خلاصه مدتي گذشت وگارگاه را جمع كردم البته در مدتي كه كارگاه داير بود كار آموزاني داشتم كه هر كدام به سويي رفتند خيلي تلاش كردم تا بزرگترين ماكت سنتي يزد را بسازم كه آنهم بعلت نداشتن پارتي منحل شد و به جاي آن ماكت چند ميليوني ساخته شد كه عمر آن هنوز به سال نكشيده تمام است اكنون من ماندم هنري كه در پستوي نهانخانه دلم نگه داري ميكنم تا آثيب ادارات دولتي به آن نرسد و هرزگاهي با خلق اثري به آن آرامش ميدهم مدتي تلاش كردم تا يكي از آثار تاريخي يزد كه رو به تخريب است را به مركز نمايش آثار هنري تبديل كنم كه با مخالفت شديد ادارات دولتي روبه رو شدم نظير شهرداري وبعضي از كارمندان ميراث فرهنگي البته طرح مرمت واحيا به تائيد مسئولين رسيده است ومشكل فقط مقداري عيدي كارمندان وپارتي است كه بنده زير بار آن نرفتم البته كارمندان شهرداري علاوه بر عيدي مخارج ساليانه هم دارند من نيزطرح را نيمه كاره رها كردم و اكنون در بندر عباس در حال راه اندازي شركت با زمينه كاري سيستمهاي مداربسته ودزدگير ميباشم البته دوستداران هنر منتظر نمايشگاه بنده در شهر بندرعباس باشند چون من هرگز هنرم را به فراموشي نميدهم و پس ازمن دخترم ياسمن كه اكنون 3سال دارد هنر من را زنده ميكند شماره تماس من 09138554866 هست اگه درمورد آثارم سئوالي داشتيد در خدمتم راستي اگه بد تايپ كردم شما درست بخونيد و مرا عفو كنيد از دوستاني كه مرتب به من سرميزنند بينهايت سپاسگذارم اميدوارم به آرزوهايتان برسيد خدا نگهدارتان جمال
سلام دوستان از اينكه چند روزي غيبت داشتم متاسفم ....امروز پس از چند روز تلاش متخصان كيف ابزار من وزحمات بي دريغ بنده دراطاق عمل روي ميز نهار خوري لب تاب من از بيهوشي كامل ويا كما جان سالم بدر برد وبا چند مرتبه اوراق شدن وفشردن كليد پاور بهوش آمد وبا چند عطسه خطري شروع به كار كرد وفعلا در حال آماده شدن براي سفر به تهران ميباشد تا به همراه بنده در كلاسهاي آموزشي الكترونيك شركت كند البته با دست و پاي شكسته درحال حاظر مسافر هستم بعدا ميام واز اتفاقات جديد زندگيم براتون ميتعريفم از دوستان گلم كه مرتب جوياي احوالم بودند بينهايت سپاسگذارم مخصوصا شهردل عزيز به اميد ديدار
سلام دوستان من به تازگی از مسافرت برگشتم /جاتون خالی خوش گذشت //از دوستانیکه مرتب به من سر میزنند سپاسگذارم //نت بوکم دل درد گرفته وروشن نمیشه تا وقتی خوب نشه نمیتونم بیام آخه من پادار اون هستم شما هم برای بهبودیش دعا کنید چون او درد لاعلاج گرفته ودر سانحه دلخراشی اتصالی کرده و دکتر ها جوابش کردند حالا هم بی هوش توی کیفش لالا کرده و نیت دارم او را به تیغ جراحی تعمیرگاه بدهم /// راه اندازی کارگاه جدیدم نیز به علت عدم همکاری مسعولین فعلا متوقف شده است //تا دیدار بعدی خدا نگهدارتون ///
سلام به شما هنر دوستان عزيزم.. چند روزي به مسافرت رفتم به بندر عباس وزياد به وبم نميام البته اگه رطوبت خرابم نكرد وبرگشتم مطالب جالبي ميگذارم آخه رطوبت با خشت و گل رفيق نيست
سلام دوستان قسمت نظرات اين پست صندو ق انتقادات وپيشنهادات و نقد آثار من من ميباشد با نظرات خودتون من را در بهتر شدن وپيشرفت ياري كنيد پيشاپيش از شما تشكر ميكنم براتون آرزوي موفقيت دارم واين گل را به شما هديه ميدهم
سلام دوستان از اينكه به وبلاگ من سر زذيد سپاسگذارم خوشحال ميشم اگه درباره آثارم پيشنهاد و يا انتقاد بدهيد ..... لحظات خوشي را برايتان آرزومندم
روزی روزگاری زنی در کلبه ای کوچک زندگی میکرد. این زن همیشه با خداوند صحبت میکرد و با او به راز و نیاز میپرداخت.. روزی خداوند پس از سالها با زن صحبت کرد و به زن قول داد که آن روز به دیدار او بیاید. زن از شادمانی فریاد کشید، کلبه اش را آماده کرد و خود را آراست و در انتظار آمدن خداوند نشست! چند ساعت بعد در کلبه او به صدا درآمد! زن با شادمانی به استقبال رفت اما به جز گدایی مفلوک که با لباسهای مندرس و پاره اش پشت در ایستاده بود، کسی آنجا نبود! زن نگاهی غضب آلود به مرد گدا انداخت و با عصبانیت در را به روی او بست. دوباره به خانه رفت و دوباره به انتظار نشست!
حسین بيشتر از آب تشنه لبيك بود اما افسوس كه به جاي افكارش زخمهاي تنش را نشانمان دادند و بزرگترين درد او را بي آبي معرفي كردند
بنام خداي يكتا سلام از اينكه به وبلاگم سر زديد سپاسگذارم تا حالا تخصصي درباره آثارم توضيح نداده ام امروز ميخواهم يكم تخصصي توضيح بدم اگه مايل بوديد مطلعه فرمائيد موضوع تابلوهاي من اكثردرباره فضاها و آداب ورسوم قديم ميباشد در بعضي از آثارم سعي كردم تضاد بين حال وگذشته را نشان بدهم مهرباني وصميميت گذشتگان در مقابل دنياي ماشيني امروز ورفتار خشن انسانهاي امروزي را نميتوان مقايسه نمود دربعضي ديگر از آثارم سعي نمودم طرههاي مدرن را با ضمينه كاهگل نشان بدهم آثارم برجسته / نقاشي / برجسته نقاشي /و حجمي ميباشد ظاهر مواد بكر رفته در آثارم ظاهري مثل كاهگل دارند ولي در حقيقت از گل درآن استفاده نكرده ام جنس مواد من از تركيب چند نوع مواد ميباشد كه بعد از تركيب مقاومت بالايي بدست مياورد وسخت ميگردد رنگ آميزي در آثار برجسته نقاشي كار ظريف و سختي است وزن تابلوهايم كمي زياد است البته در حال تحقيق براي بدست آوردن موادي با وزن كمتر ومقاومت بالاتر ميباشم براري ارسال آثارم به مناطق دور از شاسيهاي منحصر به همان تابلو استفاده ميكنم تا از وارد آمدن ظربه به تابلو وخطكش شدن آن جلو گيري شوم شيوه ديگر كارمن به صورت طراهي داخلي مي باشد بدين صورت كه مواد را روي ديوار و غيره پياده ميكنم وبه آن فرم ميدهم در بعضي موارد فضاي مورد نظر را مانند اطاق /پاسيون / مغازه / دفتر كار وغيره را به صورت فضاي قديمي تغير ميدهيم ودرآن شومينه هيزمي / صندلي چوبي وغيره بكار ميبرم ...... اين بود توضيح مختصري از فعاليت من در شهر تاريخي و زيباي ايساتيس ويا يزد كنوني درباره فضاهاي كاهگلي بايد بگويم كه قرارگرفتن در آن حتي براي مدت كوتاهي به انسان آرامش ميدهد در شهر من اينجور فضاها فراوان است البته با معماري بي نظير كه انسان از ديدن آن سير نميشود . هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهرمن انسانهاي مهربان و مهمان دوست به چشم ميخورد خوشحال ميشويم از شهر ما ديدن فرمائيد خب بگذريم از شما خواننده گرامي ميخواهم با نظراتتان در مورد آثارم مرا در ارتقاع سبك و مواد مصرفي وشيوه كارم ياري كنيد اگه از من در مورد آثارم سئوالي داشتيد ميتوانيد در وبلاگم مطرح كنيد ويا با همراهم تماس بگيريد تامطلب بعدي خدا نگهدار شما
افسوس آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي مي کنيم...آن زمان دوستمان دارند لجبازي ميکنيم و بعد... براي آنچه که از دست رفته آه ميکشيم.
همیشه اینگونه بوده است کسی را که خیلی دوست داری
زود از دست میدهی و این در حالیست که هنوز خیلی حرفها را به او نگفته ای مسافر که می رود آنقدر تنها می شوی که نام روزها رو فراموش می کنی و هیچ فرشته ای به خوابت نمی آید آنقدر تنها می شوی که حتی خودت را هم فراموش می کنی پس تا دیر نشده و او نرفته یادش را گرامی بدار و قدر تک تک نفس هایش را بدان
وصیت نامه ی کوروش یزرگ(شهریار آزادی ها)
یه روز خدا یک گلی رو از بهشت به زمین فرستاد
شماره تماس ۰۹۱۷۶۵۵۸۹۷۱
رد پا تصويري داشتم خيال كردم كه در ساحل رؤيا با خدا قدم ميزنم درآسمان تصويري از زندگي خود ديدم همه جارد پاي خدا بود وقتي در آخرين تصوير زندگيم روي شنها نگاه كردم دديدم كه گاهي فقط يك رد پا ميبينم دريافتم در سخت ترين مواقع زندگيم بود از خدا پرسيدم :خدايا فرمودي اگر به تو ايمان اورم هرگز تنهايم نميگذاري چرا در سخت ترين مواقع زندگي رد پايي از تو نميبينم چرا در آن مواقع تنهايم گذاشتي فرمود فرزند عزيزم تو را دوست دارم وهرگز تنهايت نخواهم گذاشت در سخت ترين اوقات يك رد پا ميبيني وآن رد پاي من است كه تو را به دوش كشيده ام خدا يا دوستت دارم و تنها تورا مي پرستم مرا ببخش و به من در ترك گناهان و كمك به ديگران ياري كن خدا من در آرزوي ديدار مهدي موعود هستم آرزويم را بر آورده كن
|
About
تابلوهاي كاهگلي ............ سلام دوستان جمال نكويي هستم ..دوستدار هنر هستم واز اينكه لحظاتي را از وبلاگ من ديدن مينماييد سپاسگذارم عكسها تمام ساخته هاي اينجانب ميباشد و خوشحال ميشم نظرتون را در باره آثارم بدانم و اگه انتقاد ويا پيشنهاد بديد من را يك قدم به موفقيت نزديكتر كرديد موفق باشيد Archivesشهریور 1388تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 Links
معلم |